سیدعباس موسوی رئیس وقت مرکز به اصلاح فقهی بانک مرکزی طی سخنانی اعلام کردند که مبانی پولطلا سست است. پاسخ موسویان توسط سایت پولطلا نقطه آی آر به این شرح است:
1- کسی که سالیان متوالی توجیه کننده رباخواری و دزدی بانک ها از جیب مردم (در قالب چاپ پول بدون پشتوانه) با پوسته دین بوده است چطور می تواند سخنش در این باب ارزشی داشته باشد؟ گرچه در ادامه برای آگاهی مخاطبان عزیز پاسخ ها ذکر می شود.
2- می گویند چون پول طلا و نقره قبل از اسلام بوده پس ارتباطی با اسلام ندارد:
الف- اگر اینطور است پس فلسفه اسلامی هم نداریم! حکومت اسلامی هم نداریم و اصلا دین اسلام هم نداریم چون هم فلسفه، هم حکومت و هم دین سابقه پیش از اسلام دارند.
ب- إِنَّ الدّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسلامُ، این آیه شریفه نشان می دهد که اسلام از اول خلقت بوده است پس اینکه پدیده ای را قدیمی تر از اسلام بدانیم بی معنی است.
پ- در زکات واجب مستقیما به سکه های طلا و نقره که با آن داد و ستد می شود اشاره شده است. از طرفی مبنای زکات اینطور گفته شده است که خداوند به برخی اموال خودش برکت می دهد و از ما می خواهد بخشی از آن برکت را برای مصارف خاص آن درنظر بگیریم. پس منطقی است که اسلام مستقیما از ما می خواهد واحد پولی سکه های طلا و نقره باشد تا خداوند به آن برکت دهد.
ت- در ادامه می گویند سکه های طلا صرفا وجه رایج آن زمان بوده که پیامبر اسلام هم از آن استفاده می کردند. سوال: سکه های مس و آهن هم رایج بودند پس چرا آنها در زکات واجب نیامدند؟ درثانی، اگر ملاک وجه رایج بوده چرا نگفتند هر پولی که رایج است در حالی که در آن زمان هم واحدهای پولی متعددی وجود داشته؟ ثالثا، چرا در بیان این مسئله بجای درهم و دینار به صورت سکه های طلا و نقره ذکر شده است؟
3- تغییر نسبت طلا و نقره را دلیل بی اعتباری نظریه می دانند.
الف- اینکه می گویند طلا و نقره در زمان پیامبر نسبت حدود 10 برابر داشته چه دلیل تاریخی دارد؟ بعد امروز نسبتشان چقدر است؟ 1000 برابر؟ نسبت همین امروز (28/01/1404) طلای عیار 24 به نقره 999 برابر 79 است. اگر سیر تاریخی موجود را هم بررسی کنیم نسبت این دو تغییر آنچنانی نداشتند.
ب- علاوه بر این ما ثابت ترین چیزی که قابلیت واحد پول شدن را دارد درنظر گرفتیم، چیزی که بشر نتواند در آن تغییر ایجاد کند (بر مبنای توجیه پولطلا از دیدگاه علوم طبیعی)
4- در پاسخ موسویان که به ماجراهای زمان خلفای دوم و سوم اشاره می کنند و مبنا قرار می دهند باید گفت:
الف- واقعه اول و افزایش قیمت دیه را دلیلی بر کاهش ارزش سکه طلا و نقره می دانند. چطور حکم یک خلیفه غیر معصوم را (تازه اگر مستند تاریخیش هم درست باشد) مبنای یک محاسبه تاریخی قرار دادید؟
ب- واقعه دوم زمانی رخ داده که مردم ثروتمند شدند و خریدشان زیاد شده. ماهیت خود تنظیم بازار قیمت ها را زیاد کرده تا خریدها منطقی شود. البته تاریخ بعد از این واقعه را نمی گویند که پس از مدتی با آرامش بازار دوباره قیمت ها برگشته است. این خود از ویژگی های مثبت پولطلاست که در زمان افزایش ثروت عمومی مردم یا کاهش کالایی قیمت کالاها زیاد می شود تا خرید متعادل شود و بعکس زمان کاهش ثروت عمومی مردم یا افزایش کالایی قیمت ها کم می شود و در تمام موارد خود بازار قیمت را تعیین می کند و میزان خرید مردم متعادل می ماند.
5- در ادامه نوسانات قیمت انس جهانی را ناشی از بی ثباتی ارزش طلا می دانند.
این در حالی است که ارزش دلار درحال کم شدن است و علت آن هم چاپ پول بدون پشتوانه است. شما ببینید هر زمانی که فدرال رزرو شروع به چاپ دلار کرده رشد قیمت انس جهانی بیشتر شده.
6- ایشان به دلیل بی اطلاعی از نظریه پولطلا در ادامه می گویند “دوستان مدعی پولطلا معتقدند که نوسان قیمت این پول با ضرب و ذوب به هنگام آن قابل کنترل است که … ” اصلا کی گفته پولطلا بدنبال ایجاد بازار مصنوعی ثابت است؟ بعد می گویند قیمت این پول متغیر است! قیمت خودش با واحد پول تعیین می شود بعد شما چطور برای خود واحد پول قیمت قائل هستید؟ از طرفی مزیت پولطلا جهانی بودن بازار آن است پس احتمال ایجاد تغییر مصنوعی کم می شود.
7- سیدعباس موسوی بانک مرکزی در ادامه چون فهم درستی از مسئله قیمت جهانی طلا ندارد بازهم با استناد به آن می گوید که به دلیل عدم ثبات در آن معاملات نسیه هم ممکن نیست. درحالی که همانطور که گفته شد ارزش دلار است که مداوم درحال کم شدن است و برخی نوسانات را دارد نه طلا.
پاسخ موسویان ادامه دارد …


احسنت
ممنون که به ابهامات پاسخ دادید.
من قبلا مطلب آقای موسویان را دیده بودم